یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
فدات دل ب دل راه داره...چرا بری محو بشی؟ مرسی عزیزدلم لطف داری مهربون😍🥰
فضای سایت اصلأ خوب نیست متاسفانه کلاً فضای مجازی تبدیل شده به مرکز فحاشی و توهین حتی به مادر هم رحم نمی کنند بدترین فحش ها رو میدن متاسفانه چرا نمی دونم مادر کلمه مقدس توی همهی ادیان نباید به خاطر حرف جزئی بی احترامی بشه بهش
miss00_zahra هستم یک تعلیقی 😁روزی بهلول، پیش خلیفه هارون الرشید نشسته بود. جمع زیادی از بزرگان خدمت خلیفه بودند. طبق معمول، خلیفه هوس کرد سر به سر بهلول بگذارد. در این هنگام صدای شیهه اسبی از اصطبل خلیفه بلند شد.خلیفه به مسخره به بهلول گفت: برو ببین این حیوان چه میگوید، گویا با تو کار دارد. بهلول رفت و برگشت و گفت: این حیوان میگوید مرد حسابی حیف از تو نیست با این خرها نشستهای. زودتر از این مجلس بیرون برو. ممکن است که خریت آنها در تو اثر کند.
دلم واسه ات تنگ شده بود مهربون 😍 دختر گلت خوبه؟ چقدر خوبه رفیقت پزشک باشه 😁😎 مامانم هر موقع میره حرم دعات می کنه نسترن جان 🫂♥️ اینقدر از مهربونیت و برخورد خوبت براش تعریف کردم که نگم 😍از موقعی هم که قرص ویتامین 5 هزار می خوره چشماش دیگه سیاهی نمیره خدا رو شکر بهتر
miss00_zahra هستم یک تعلیقی 😁روزی بهلول، پیش خلیفه هارون الرشید نشسته بود. جمع زیادی از بزرگان خدمت خلیفه بودند. طبق معمول، خلیفه هوس کرد سر به سر بهلول بگذارد. در این هنگام صدای شیهه اسبی از اصطبل خلیفه بلند شد.خلیفه به مسخره به بهلول گفت: برو ببین این حیوان چه میگوید، گویا با تو کار دارد. بهلول رفت و برگشت و گفت: این حیوان میگوید مرد حسابی حیف از تو نیست با این خرها نشستهای. زودتر از این مجلس بیرون برو. ممکن است که خریت آنها در تو اثر کند.
سلام به روی ماهت عجب، آزادی بیان موج میزنه اینجا حرص نخور ، مراقب خودت و جانا جانم باش 🥰😘
روبیکا رو ندیدی پس 😂
miss00_zahra هستم یک تعلیقی 😁روزی بهلول، پیش خلیفه هارون الرشید نشسته بود. جمع زیادی از بزرگان خدمت خلیفه بودند. طبق معمول، خلیفه هوس کرد سر به سر بهلول بگذارد. در این هنگام صدای شیهه اسبی از اصطبل خلیفه بلند شد.خلیفه به مسخره به بهلول گفت: برو ببین این حیوان چه میگوید، گویا با تو کار دارد. بهلول رفت و برگشت و گفت: این حیوان میگوید مرد حسابی حیف از تو نیست با این خرها نشستهای. زودتر از این مجلس بیرون برو. ممکن است که خریت آنها در تو اثر کند.