خیلی دلم گرفته بود یه پیامایی دادم با یکی از خانواده شوهرم ک همیشه دردل میکردیم دهنش قرص بود خواهر شوهرم رفت تو گوشیش عکس ببینه رفت پیامامون دید ب مادر شوهر بدجنسم ک اینهمه اذیتم میکنه گفت و برادر شوهر دهن لقم نمیدونم چیکار کنم شوهرم سلاخیم میکنه اونم حرف زد ولی مال من سخت بودن من هنوز نرفتم خونه جر بحث شروع شه (همسایه ایم) خیلی اذیتم میکنن ولی از ترس هیچی نمیگم همیشه چشمم ندارن الان دنبال بهانه بودن برای طلاقم و دو بهم زنی همش شوهرم میزدم بخاطرشون😭😭بلا زیاد سرم اوردن