خودمو بازنده تصور میکنم ۳۲ سالمه، ازدواجم خوب نبوده ، خسته م ، نا امیدم ، ای کاش ازدواج نمیکردم ، به اون شکل هم پول ندارم مثلا جدا شم ب خودم برسم و مستقل باشم ، همسرم میدونم نمیتونه مهریه م رو بده، جوونیم رفته ... یه پسر ۸ ساله دارم وابسته م بهش ، اندامم خوب نیست
منو فریب دادن خواستگاری و دوران عقد، فکر میکردم پولداره اما نیست، فقط باباش پولداره ک اونم هیچی ب بچه ها نمیده