این حرفات منو یاد ده سالگیم انداخت پسر فامیلمون بهم گف نماز نمیخونی ؟منم گفتم نه اون از من کوچکتر بود بعد با یه حالت تعجبی به مادرش گف مامان این نماز نمیخونه !!!
الان من نماز میخونم و از نظر پوشش همون طوریم که بودم و کاملا معمولیم نه اونقدر محجبه ام نه خیلی آزاد
اما اون پسر الان معلوم نیست به چی معتقده خالکوبی میکنه و دور چشماش سیاه میکنه و پرسینگ زده به ابروهاش و میگه برا من دنبال شوهر باشید نه زن...خودش و خواهرش و مادرش کلا عادت داشتن به مسخره کردن