دقیقا شبیه پسر من ۱۰ سالشه، همیشه تو انجام دادن کارهاش تنبلی میکنه، کلاس زبان فرستادمش و به خودم قول دادم مثل تکالیف مدرسش پیگیر نشم بذارم خودش ببینم چیکار میکنه، نمرات زبانش اصلا خوب نیست ترم قبل هم قبول نشد ولی برام مهم نیست بالاخره از یه جایی باید یاد بگیره خودش مسوول هست در قبال کارهاش، خلاصه خیلی آروم اومد گفت من قبول نشدم ولی کاریم نداشته باش گفتم حتما کم کاری کردی خیلی ناراحت بود با دوستاش نرفته ترم بالاتر و هراس داشت از افراد جدید ولی بالاخره رفت کلاس دیروز املا زبان داشت انگار بیشتر وقت گذاشت از ۵ ، ۴ شده بود برای پسر من که لای کتاب باز نمی کرد خوبه
امروز هم امتحان قرآن داره از ۱۷ درس ۹ تا بیشتر نخونده اونم نه خیلی دقیق اینم مطمعنم قبول نمیشه ولی میخوام بذارم اینم تجربه کنه تا به خودش بیاد بلکه برای مدرسش بیشتر تلاش کنه
در مورد اتاقش هم دیگه من مرتب نمیکنم اون روز ایقد رو تختش لباس ریخته بود که جای نشستنش نبود مجبور شد خودش تمام لباساش رو مرتب کنه