الان داشتم خونه رو تی میکشیدم شوهرم بیرون ماشین میشست نفهمید اومد تو خونه پاش لیز خورد افتاد دستش قاچ شد من ازش معذرت خواهی کردم ولی اون هرچی از دهنش در اومد بهم گفت😔گفت دیگه خسته شدم از دست خودت و کارات گفتم اگه خسته شدی فردا طلاقم بده تروخدا منم خستم بچه ها دارم از بدن لرزه و سر درد میمیرم نمیدونم چرا گریم نمیگیره کمی اروم شم
اخه کاری نکرده بودم فقط داشتم خونرو تمیز میکردم چرا باید اون حرفارو بهم بگه تروخدا میشه چیزی بگین کمی اروم شم 😔