خدا منو لعنت کنهههه . یه زمین کشاورزی پارسال گرفتم تو روستای پدری . خودم اونجا زندگی نمیکنم . بخاطر این زمین ۷۰ گرم طلا فروختم که اگر الان بود ۵۰۰ میلیون پولش بود و اون زمین من ۲۰۰ میلیون خریدم چون اون موقع طلا گرم سه و خرده ای بود . پارسال این موقع. حالا اون زمین آب که ندارع فقط از آب بارون محصول باید بده که این سالها خشکسالی و گفتن ازین به بعد تابستان پنج ماهه میشه یعنی به این شدت خشکسالی . همون موقع که خریدم بعد از دو ماه دیدم طلا داره بالا میره خواستم بفروشم پدر مادرم نذاشتن. گفتن کی اینو میخره در صورتی که اونا هی تو سرم خوندن که اینو بخر اینقدر زمین خوبیه مشتری همیشه داره . و اونا داخل روستا اصلا نگفتن زمین منه و. نذاشتن بفروشم که در واقع بخاطر خودشون که مردم فکر کنن اینا مثلا خیلی زمین دارن و فلان . حالا اینا به کنار . الان خیلی پشیمونم 💔چیکار کنم قلبم میسوزه اون طلاهارو ذره ذره نخوردم نپوشیدم جمع کرده بودم الان فکرش دیوانم کرده چیکار کنم ؟؟؟؟ اون زمین از پارسال تا الان ده میلیون هم گرون نشده 💔