حاج ملک برادر سیمینه
نسیم توی ماشین عماد مواد میزاره
فخر الدین انقلابیه و قراره با رفقاش یه ساکو رد و بدل کنن
تو اون ساک اسم چند تا شخص مهم اومده
بابای طوبی فخر الدین رو میرسونه پیش رفیقش بعد چون سر راهش شیرینی فروشی بوده میره شیرینی های عروسی رو بر میداره
بعد پلیس بخاطر مواد میوفته دنبالشون
بابای طوبی هم ساکو بر میداره در میره
ساواکم میگیرتش و زیر شکنجه میمیره