سلام دوستای عزیز نینیسایت
گاهی یه خاطرهی کوچیک از روزای اول آشنایی، میتونه حال دلمون رو عوض کنه…
مثلاً اون اولین بار یکه دیدین همدیگه رو… یا وقتی برای اولین بار ازتون خواست باهاتون بیشتر آشنا بشه…
اما یه چیزی که همیشه برام جالبه اینه که خیلیا میگن:
اگه برگردم عقب، دیگه انتخابش نمیکنم… اون موقع خیلی ساده بودم… دیگه باهاش ازدواجنمی کنم یا مثلا میگن فقط رای دوستی آره ولی ازدواج نه.
و خیلیای دیگه هم میگن: با همه سختیها، بازم همین شخص رو انتخاب میکنم.
دوست دارم ازتون بپرسم:
شما چطوری با همسرتون آشنا شدین؟
اولین حستون چی بود؟
و الان، بعد از اینهمه مدت، اون حسها باقی موندن یا فرق کردن؟
خوندن خاطرات شما هم قشنگه، هم به خیلیا کمک میکنه با دلشون روراستتر بشن...
من معمولاً توی بحثهام بیشتر دربارهی شناخت آدمها، نشونههای رابطههای ناسالم و رهایی از روابط سمی مینویسم.
اگه این موضوعات براتون جالبه، میتونین سری به بقیه تاپیکهام هم بزنین. شاید جواب یه سؤالتون همونجا پیدا شد