من و همسرم ۱۰ساله که ازدواج کردیم
عاشقانه همدیگرو دوست داریم
من یه چندماه بعد از ازدواج مشکل جسمی گرفتم و تا حالا بخاطرش دوبار جراحی شدم
این بیماری از وجودم نمیره هیچ وقت
به همره اون بیماری روحی ام گرفتم که نگم براتون
تازه بچه دارم نمیشم
حالم اصلا خوب نیست
من تو همه این سال های زندگی ام فقط همسرم رو اذیت کردم
سر هر بار جراحی ام فقط خدا میدونه چی به همسرم گذشته چقدر گریه کرده هیچکس نمیتونست آرومش کنه
خوب شدن هیچکدومش دست خودم نیست
درست نمیشه
همیشه مریضم بی حوصله ام همیشه خوابیدم
محمد دوستم داره عاشقمه بهم وابسته است این بیشتر عذابم میده
به آیه آیه قرآنی که همین امشب خوندم من نمیخوام دیگه اذیتش کنم
من نمیخوام تو این دنیا بمونم نمیخوام محمد زندگیش بخاطر من تباه بشه
چرا مرد به این خوبی باید از داشتن یه زندگی خوب محروم باشه
طلاقم نمیتونم بگیرم یه لحظه دوریش رو نمیتونم تحمل کنم
تو این لحظه ها که دارن اذان میگن ازتون خواهش میکنم التماس توم میکنم دعا کنید خدا زودتر منو از این دنیا ببره