خانواده ام کلا با من مشکل دارن و بین منو خواهرم تبعیض قائل میشن و همش منو نادیده میگیرن
خیلی اذیتم میکنن و همش الکی به بهونه های مختلف بهم گیر میدن
با اینکه من از آبجیم ۲ سال بزرگ ترم ولی اون از من خیلی آزادتره
من انگار اسیرم در بندم حتی نمیزاره منو پارتنرم پیش هم باشیم حتی یه ثانیه
دیروز اومده بودن خونمون با خانواده اش حتی نزاشت دو دقیقه باهم حرف بزنیم همش مادرم میگه آبرومونو بردی در صورتی که آبجیم میره یه شهر دیگه میبینه رلشو
پیش دوستش میره بعد میره دیدنش
اونوقت من بدبخت بیچاره حتی نمیتونم بعد از ۶ یا ۷ ماه ک اونو میبینم حق ندارم باهاش هم کلام بشم
با اینکه خانواده هامون در جریانن
حتی نزاشت با ماشین بریم دور بزنیم
دیشبم اینقدر بد گفتن درباره من
مادرم و پدرم یکسره بهم گیر دادن و گفتن چرا باهاش همش حرف میزنی اون هیچکارت نیست و خیلی حرفای دیگه و اینقدر بین منو خواهرم فرق گذاشتن که من فقط زار زدم کل دیشبو
آبجیم با اینکه با مادرم خیلی بد رفتاری میگنه ولی میزارتش تاج سرش منی که بهش همش میگم چشم رو اصلا نمیبینه
حالم بد خرابه ....