ما یه درخت آبشار طلایی داشتیم که کل دیوارو گرفته بود بعد هی برگ و گل میریخت ماعم خونمون حیاطش شمالیه و اکثر اوقات مهمون میاد مامانم اذیت بود که هی برگ جارو کنه به بابام گفت این درختو ببر بابای منم صبر نکرد زمستون بشه و درخت خاب بره همینجوری سبز سبز شب بریدش منم اون موقع با خانوادم قهر بودم اصلن حرف نمیزدم باهاشون و دخالت نکردم بابام درخت رو که برید وقتی درخت افتاد یه یاکریم (قمری پاختر موسی کو تقی هر چی) با دو تا جوجش افتادن پایین من دویدم مادره رو بگیرم که شاید لونه درست کنیم و این بچه هاشو بزرگ کنه ولی پرید و رفت یکی از جوجه هاشم که از ارتفاع افتاده بود مرد یکی دیگشون ولی زنده بود روزای اول من خیلی سر وقت و با بابام دوتایی بهش غذا میدادیم با دست صد بارم گفتم بابا یکم یواش تر این بچس نوکش نرمه بزار با سرنگ امتحان کنیم گفت نههه من خودم کلی جوجه کفتر بزرگ کردم بعدش چون من دیر از خاب بیدار میشم بابام خودش تنهایی غذاش میداد و منم فقط هر روز نگاش میکردم ببینم چقدر بزرگ شده امروز دیدم نوکش بالایی شرقه پایینی غرب اصلن روی هم چفت نمیشه نه که یکم کج باشه ها کلن از بس با دست فشار آورده نوکش باز بشه هر کدوم یه طرف رفته و دهن این جوجه هم همیشه بازه دیگه اصلن بسته نمیشه توی گوگل زدم دیگه درست نمیشه به خوده بابام که میگم میگه این الان بچس بزرگ بشه نوکش پوسته میزنه و عوض میشه بعدی صاف در میاد نترس !!! وای ولی انقدر حالم بده که این بچه اینجوری بزرگ شه دیگه خودش تنهایی نمیتونه غذا بخوره یعنی با نوک کج چجوری دونه بخوره بعد یعنی چی یعنی تا آخر عمرش تو خونه ما بمونه و با دست غذا بخوره؟ بعد مگه خانواده من میزارن به محض اینکه پرواز بتونه بکنه با همین نوک کج ولش میکنن بره دیگه نمیگن این بلا رو ما سرش آوردیم این بچه زنده نمیمونه از طرفی خودمم امتحان کردم بلد نیستم غذا بهش بدم نمیدونم نوکشو شبا روی هم چفت کنم و با چسبی چیزی ببندم؟ شاید دوباره حالت بگیره میترسم صبح بیام ببینم مرده چون اینکارو باهاش کردم بعدشم وقتی دوباره با دست باز کنیم بازم کج میشه اصلن از وقتی دیدم اینجوری شده انقدر حرص خوردم سردرد گرفتم خیلی گناه داره دلم خیلی براش میسوزه نمیدونم چیکار بکنم