به خانواده شوهرم که نگاه میکنم میبینم پدر شوهرم از دختر بزرگش که 40سالش هست تا شوهر من که بچه کوچیکتره و 31سالس هست هوای همممممشون رو داره از دخترهاش با اینکه سنشون بالا هست اندازه یه دختر 20ساله مراقبت میکنه و دوستشون داره،هیچکسی جرات نداره به دختر و پسر این خانواده کوچکترین حرفی رو بزنه سر تعصبی که پدرشون روی اونها داره.
بعد پدر مادر من اصلا ابدا نه سراغی ازمن میگیرن نه بهم سر میزنن،هرموقع رفتم خونشون دست پر رفتم هر موقع که زنگ بهم زدن یه کاری باید براشون انجام میدادم،اصلا جلو شوهرم و خانواده اش طوری رفتار نمیکنن که من یکم سربلند باشم،پدر شوهرم یه عمل سخت و سنگین داشته اصلا هیچ سراغی از پدر شوهرم نگرفتن با اینکه همسرم به روم نمیاره ولی خودم جلوش خجالت میکشم،پدر خودم عمل کرده بود پدر شوهرم دو روز بعد اومدم دیدنش،مامانم عمل کرده بود اومدن دیدن مامانم،حالا 10 روزه پدرشوهرم عمل کرده حتی خانوادم یه زنگ به شوهرم نزدن سراغی بگیرن.
بنظرتون حق دارم ناراحت باشم؟