همش رنج همش بدبختی همش دربه دری
الانم ک ازدواج کردم مادرم زمین گیرشده
مادری ک آرزو داشت بیاد خونم اما بمحض ازدواج من زمین گیرشد
فک کردم رنگ خوشی و دارم میبینم
اما ندیدم
الانم فقط طعنه و نیش کنایه خانوادم ک پاقدم فلانی بد بود
خستممم خداااااامن بی پشتوانم جز مادرم کسی ندارم
اگ چیزیش بشه من نابودشدم