2777
2789

امشب فرصت خوبیه اینو تعریف کنم 

مادربزرگم روزهای آخرش یک روز حالش خوب بود یک روز بد !

یه روزی خواب بود وقتی بیدار شد بشدت بی تابی میکرد ، خاله م ازش فیلم گرفت ، سکته هم کرده بود و بدرستی نمی‌توانست حرف بزنه 

با بی تابی و شتاب زدگی و بهت زدگی زیادی گفت به بیابون دیدم یه مرد خیلی خوشگل با عبا و یه چیزی روی سرش روی اسب داشته تو بیابون میدویده و چند تا بچه کوچک دورش می‌چرخیدن و همه جا گرد و خاک بلند شده و طوفان خاک بوده ، بعد گفت نگاه به چشمامش کردم خیلی خوشگل بود فهمیدم حضرت عباسه 😭🖤

یه روز دیگ هم گفت یه آقای خیلی قشنگ و بلند قدی از پنجره اومده داخل اتاقم یه دستی روم کشیده و فهمیدم شفا میگیرم و راحت میشم بعد از درب خونه رفته بیرون !😭 

چون چند سال زمین گیر بود و زجر میکشید 

بعد از این خوابها فوت کرد ! 

السلام علیک یا قمر بنی هاشم 💚🖤😭


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  19 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  19 ساعت پیش