دخترعموم توی سن کم ازدواج کرد یعنی مثلا تو ۱۵ سالگی چند نفر خواستگارش بودن و این خلاصه با یکیشون ازدواج کرد
چند روز پیشا چهل یکی بود بعد ما داشتیم کمک میکردیم یکی از پیرزنا اومد بهش گفت اگه مجرد بودی خودم تورو میگرفتم برای پسرم و این حرفا
اینم بگم خیلی زبون میریزه یعنی ازوناس که با همه گرم میگیره و ارتباط برقرار میکنه مثلا طرفو بار اول دیده یجوریه انگار چندسال میشناستش
حقیقت خیلی دوس دارم جدای هرچیزی منم با بقیه گرم بگیرم ولی همش این فکر میاد سرم که سنگین باشم و طرف اگه خودش تمایل داشته باشه میاد هم صحبت میشیم