نمیدونم چمه اصلا
از خواب ک پا شدم دیدم مامانم داره گریه میکنه منم روش حساسم خب یکم اونجا حالم بد شد بعدش رفتم فرم پر کنم واسه بورسیه کانون عکسا اسکن نمیشد گوشی هنگ میکرد بازار اسکنر دانلود نمی کرد اصلا یه وضعی بود
همه کارای خونه هم مونده بود و مامانم صدام میزد که پا شو انجام بده
درسم ک نتونستم بخونم
عکسمم که داشتم اسکن میکردم دلم میخواست با این قیافم خودمو بکشم( بقیه میگن قیافت ۸ و نیمه ولی من بازم خوشم نمیاد:/)