خسته شدم دیگه ازش روانیم کرده
فقط ۷ سالم بود که شروع کرد به درد و دل و بهم گفت من نامادری داشتم باهام بد رفتاری شده مامان فلان مادربزرگت نیست
روانیم کرده دیگه با بابام هر وقت به مشکل بر میخورد از وقتی زبون باز کردم حرفاشو میزاشت دهن من که برم به بابام بگم روانیم کرده هر روز از یکی پیشم ایراد میگیره همش با بابام یا من قهر میکنه طولانی در حد یک هفته دو هفته
یکبار نشد بریم شهرستان و برگردیم با من یا بابام جنگ نکنه
اصلا ایراداشو قبول میکنه
بهشم که اعتراض میکنی قهر میکنه
روانیم کرده دیگه عین بچه ی پنج سالست
متاسفانه فقط خودش میتونه بابامو راضی کنه برام خونه بگیره تو شهر محل تحصیلم به محض اینکه خونه بگیرن برام باهاش قطع رابطه میکنم