صب ک بیدار شدم مث همیشه زود اومدم بالا سر مامانم..
مامان؟ گوشیمو زدی شارژ؟ گوشیم کجاس؟ ، سریع اومدم طرف گوشیم پیام بدم بهش ، اومدم تو پیامرسان، دیدم ، هیچی نیس! خالیه ! بلاک شدم !
سر ظهر کجاس؟ پاشو پیام بده بهش ببین ناهارشو خورده؟ حالش خوبه؟ چیکارا میکنه؟ چرا تا الان نیومد پس باهات حرف بزنه؟ .. بازم میرم و میبینم عههه، من ک اصلا نمیتونم پیام بدم بهش و حالشو بپرسم 🫠
بعد از ظهر: دلم گرفتتتت تنگ شد براش برم ببینم چیکار میکنهه بچم، اومدم طرف گوشی، برداشتم گوشیمو، خواستم برم پیام بدم بهشششش، دیدم بازماصن اونی وجود نداره !
نمیدونم چجوری باید با جای خالیه یکی ک عاشقش بودم کنار بیام.. هرکاری میکنم یادشم، حتی الان شیش ماه بود وسط شام و نهار خوردنمم باهاش تا جایی ک میشد حرف میزدم.. اصلا دیگگوشیمم نمیخام بدونه اون..
خیلیییی دلم واسش تنگ شده کاش یبار دیگ میشد ک صدام کنه و من بگم جونم 🫠💔