دیروز من، همسرم و مادرش با هم نشسته بودیم
و یه گفتوگوی خودمونی داشتیم.. یهجایی مادرشوهرم داشت میگفت پسرم خیلی اخلاقاش خوبه اخلاق بد نداره من به شوخی بهش گفتم من تایید نمیکنم که اخلاق بد نداره😁... مادرشوهرم گفت تنها اخلاق بدش اینه زود عصبی میشه منم گفتم دقیقا.. همسرم با شوخی بهم گفت: خب شماها عصبی نمیشید مگه؟(مشخص بود ناراحت شد)
بعد مادرش رو به شوخی پرسید که اخلاق بد من چیه، و همسرم با مهربونی گفت: فلانی(من)هیچ اخلاق بدی نداره.
با اینکه فضا خیلی معمولی بود و همهچی در ظاهر خوب گذشت، اما از دیشب تا الان، دلم سنگینه..
حس میکنم باید با سیاستتر رفتار میکردم. باید همونجا میگفتم: نه بابا! خیلی خودش رو کنترل میکنه، خیلی صبوره..
چون واقعاً هم اینطوره. همسری صبوری کرده باهام، حتی وقتایی که من بیحوصله یا تند بودم.
و شاید با یه شوخی ساده، این حس بهش منتقل شده که من نمیبینم تلاشهاشو..
شماها تا حالا همچین چیزی رو تجربه کردین؟
یه حرف کوچیک که بعدش حس کنین باید بهتر گفته میشد؟