تاپیک های قبلم هست گفتم ک شوهرم گفت برو خونه ی بابات چند روز وقتی اومدم گفت دیگه برنگرد حالم ازت بهم میخوره فلان
امروز برادرشوهرم اومد خونمون گفت آره داداشم گفته من خبر نداشتم بیخبر رفتن خونه ی مامانش وفلان گفتم والا بخدا خودش گفته برو خودشم گفت حالم ازت بهم میخوره برنگرد همینو ک گفتم بابام داغ کرد گفت ب تو گفته گوه خورده غلط کرده ب تو گفته حالم ازت بهم میخوره ،برادرشوهرم داغ کردبهش برخورد ب بابام گفت چرا گردن کلفتی میکنی چرا ب برادرم میگی گوه خورده گفتم برادر تو ب کل خانوادم میگه گوه خوردن ک ی ر م دهن خانوادت فلان اون مشکلی نداره دیگه پاشد اونم گورشو گم کرد رفت