سر تک تک کارایی که میکنم باید بهش جواب پس بدم آخه چرا؟؟؟ من آدم نیستم؟ من اختیارم دست خودم نیست ؟ چرا باید تو همه کارام فضولی کنه؟ تا الان میگفتم باهاش راه بیام تا حرمتا ازبین نره ولی از این به بعد تموم شد
یدونه استوری گذاشتم راجع به امنیت و اینا ، زنگ زده منم فکر میکنم چیکارم داره برگشته میگه خوب استوری میذاری ها یه چیز بهتر بذار و این چیه گذاشتی و فلان ، منم دیگه تو این ده سال گنجایشم پر شده بهش گفتم کارای من استوری های من زندگی من به تو هیچ ربطی نداره سرت تو کار خودت باشه نه تو شلوار من ، گفتم چرا زوم کردی رو من چی بهت میرسه از اینکه لحظه به لحظه سر در بیاری من چیکار میکنم چیکار نمیکنم چرا ولم نمیکنی به حال خودم
موهای من فره ماسک مو میزنم فرق بغل باز میکنم تا الان ده نفر بهم گفتن چقد قشنگه موهای خودته یا رفتی فر کردی ولی این از سوختگیش میگه موهاتو شونه کن به سمت بالا بده زیر شال وقتی فرق بغل باز میکنی زشت میشی و فلان ، اونایی که موهاشون فره میدونن چی میگم وقتی میدی بالا و شونه میکنی وزوزی میشه از زیر شال میزنه بیرون انگار برق گرفته ، تمام تلاششو میکنه من زشت به نظر برسم امروز دیگه آب پاکی رو ریختم رو دستش گفتم کارای من به تو ربطی نداره تو خودتو جمع کن به من کاری نداشته باش ، سنگ رو یخ شد همینو میخواست