ما سه چهار ساله باهمیم نزدیک دوسالممیشه خانوادش در جریانن
قرار گذاشته بودیم ۲۰۰ روز پیش ک امروز عقد کنیم
اخر فروردین ب خانوادش گفت میخوامازدواجکنم از اون روز تا الان هی بهونه الکی و چرت
صافم نمیگن نه مخالفیم میگن نه چرا باید مخالف باشیم
این همه وقت دست دست کردن هفته پیش اومدن خونه مون
بعد الان نزدیک ۱۰ روزه دیروز زنگ زدن ک نظرتون چیه مشورت کردین مامانم گف اره مشکلی نیس گفتن پس حرف بزنیم خبر بدیم
قرار بود امروز بیان برا خواستگاری ک زنگ زدن دیگه
منم دیونه شدم پارتنرم هم میگه تقصیر من چیه من میگم میکنم ولی ....
میگه امروز زنگمیزنن فردا میان
منم ب مامانم گفتم بگو نه بمونه جای اینکه اونا مشتاق باشن چرا ما باشیم