من و پدرم و مادرم و خواهرم و خواهرزاده ام که هنوز دو سالش نشده و شوهر خواهرم بعد از اینکه شهرمون رو زدن ( لطفا اسم شهر رو نپرسید )اومدیم خونه شهرستانمون بعد اینجا یه همسایه داریم مادر من برگشته به این خانم گفته که خواهرم یه نذری داشته ۱۴ میلیون به یکی از آشنا ها کمک کرده حالا این خانمه از اون موقع دست از سرمون بر نمی داره یه لباسشویی خراب داشت آورد ۳ و پونصد انداخت به مامانم ، مادرم هم ۲ میلیون هزینه کرد درست نشد تا اینکه تعمیر کار کلا گفت این لباسشویی درست نمیشه اصلا . مادرم هم گفت اشتباه کرد ازش خرید همون موقع قسطی بر می داشت تا الان قسطش رو پر کرده بود . بعدش یه دست مبل کهنه داشت آورده بود چیده بود تو خونه نا که آره شما این مبل رو بردارید و مادر مت قبول نکرده بود . بعدشم دائم میاد اینجا گریه و زاری که مسر من بدهی بالا آورده بهم ۱۰ میلیون ۲۰ میلیونی کمک کنید حقیقتا مادر من یه بار بهش کمک کرد این خانم رفت مبل های خونش رو نو کرد .
حالا دیروز هم آورده دو تا گلدون چینی نشون مادرم داده که آره الا و بلا اینا رو ۸ میلیون ازم بخرم فردا چک دارم 😐
بعدشم خواهرم و مادرم گفتن والا جنگ شده ما خودمون از کار بی کار شدیم اومدیم اینجا برگشته گفته نه والا شما بزرگش کردین جنگ کجا بوده 😐
واقعا آدم تعجب میکنه از پررویی بعضی آدما
بابا ما خودمون کلی مشکل مالی داریم چون تو خبر نداری دلیل نمیشه ما خوشبختیم که