من زمانی ک مجرد بود حدودا 15سال پیش جایی شروع ب کار میکردم...ی ادمی بودم اون زمان خیلی به خودم میرسبدم چون شهرمون کوچک بود کمتر کسی ب خودش میرسبد.باشکاه هم میرفتم...هم کار میکردم هم شیطنت های هم داشتم.کنار اون شیطنت ها نمیزاشتم کسی متوجه بشه و ب کارم میرسیدم.کارم بیشتر برخورد ب مردا بود ولی ب هبچ کدوم رو تمیدادم..ب طرز عحیبی تو چشم بودم با اینکه ی ظاهر معمولی داشتم ولی دوس نداشتم خیلی تو چشم باشم.بعصی وقتا خجاب و چادر میگرفتم..
همین؟😐من منتظربودم بگی در نهایت فهمیدم مغازه روبه رویی سالها خالی بوده اصن هیچکس اونجا نبودهیا فرشت ...
شبیه امام ها و حوری های بهشتی خدابی بودن.تمیزو مرتب..چهره و قیافه جذاب..ی خانمی هم میومد اینقد زیبا بود ک واقعا ادم میموند اینا کی هستن اینجان..خانمه با حجاب و پوشش کلمل و چشمانی درشت و دریایی و پوستی روشن
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
از همه میترسیدم حس میکردم همه مشکوکن..حس میکردم زیر نظرم نمیتونستم ب هیچکس ارتباط بگیرم.اینا کلا خودشون خاص تر بودن انگار با هدف مندی اونجا بودن چون فروش نداشتن ولی همیشه باز میکردن متوجه میشدم قیمت های ارزون ولی انگار فروش براشون مهم نبود..متوجه میشی درمورد چ اشخاصی صحبت میکنم‼️
من عجیب ترین اتفاقی که دوران دبیرستان برام افتاد این بود که یک زمانی خوره به جونم افتاده بود که یک خانم زیبایی تو ذهنم تصویرش رو بکشم که تا حالا همچین خانم زیبایی به دنیا نیومده باشه بعد یک روز تو خیابون دقیقا همون خانم زیبای ذهنم رو دیدم حتی به من نگاه هم کرد
من عجیب ترین اتفاقی که دوران دبیرستان برام افتاد این بود که یک زمانی خوره به جونم افتاده بود که یک خ ...
خیلی جالب بود..ی اتفاقای میفتعدممکنه هیچوقت جوابی براش پیدا نکنی...من ی بار توخال بد روحی .وسط خیابون مغزم قفل کرد نمیدونستم برم یا برگردم..همونجا خشکم زد مغزم دستور نمیداد...ماشبن داشت میومد سمتم..ک یکی من پرت کرد جلو ک رد شدم..ولی هیچکس نبود من تنها بودم