2777
2789

الان زنگ زدم گفت خواهرم تو ماشین نشسته من پیاده شدم چیزمیز بگیرم‌ میخواستم بگم زنتتتتتم چرا نمیتونی پیش اون بهم بزنگی بزور خودمو نگهداشتم سرد حرف زدم گفتم راحت باش من میرم بیرون گفت باکی گفتم تنها میگه تنهایی آخه کجا میخوای بری گفتم حوصله م سررفته  و این چیز طبیعیه تو با خواهرت مشغولی حس نمیکنی بعد خدافظی کردم این چه جور منطقیه روانی شدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز