آذر ۴۰۳ یه چیزی از دوران مجردی همسرم فهمیدم(رابطه جنسی و اینا نبود همون موقعام تاپیک زدم دربارش)،بعد خودش که برام تعریف نمیکرد هی منو میپیچوند.منم یه شب که خواب بود زنگ زدم به یکی از فامیلاش که دوستشم هست(همسنه با من)،کلی اصرار کردم که برام تعریف کنه جریانو.اونم تعریف کرد ولی ازم قول گرفت که به روی همسرم نیارم.که خب من رفتم گذاشتم کف دستش و به روش آوردم و دعوامون شد شدیدا و...
خب وقتی خودش برام نمیگف باید چی کار میکردم؟
میگه من دوست نداشتم تو بدونی
واسه چی آدم باید از زنش قایم کنه چیزیو؟
حالا امروز صبح میخواس یه چیزیو برام تعریف کنه،تیکه انداخت که خودم ظهر میام برات میگم،به فامیلام زنگ نزن تا اون موقع لطفا🫤ولت کنن آبروی آدمو میبری.