2777
2789
عنوان

سر صبح نی نی سایت عالیه

| مشاهده متن کامل بحث + 1374 بازدید | 68 پست
ببینمرغ عشقام ادم شده بودنزرده بور شده بودآبیه چشم ابرو مشکیدوتایی از کف پا چسبیده بودن به دیوار داش ...


منم خوابم استرس داشت و ترس دنبال کشتن سوسک بودیم 

باید ی روانشناس بیاد بهمون بگه 

گاهی مادر و خواهر آدم میتونن  خیر خواه ک نباشند ...بدترین دشمن آدم هم باشند...... بر عکس همه نی نی سایت ب من کمک کرد اینحا برا من درس زندگی بود مه مغزی داشتم و خوندن نظرات کاربرا مه رو محو کرد کم کم بوس ب همه خانوم گلای اینجا.

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

حرف بد نزد ولی دلش پره وفقط انتظار داره براش بریزی وبپاشی ولی ازاین خبرا نیست تازه با حساب کاربری ...

ای مارمولک

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
اع فکر نمیکردم کسی منو اینجا بشناسه😍😅

نه شما رو یادمه من مخصوصا بابت پروفایل

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ای مارمولک

کاریش ندارم 

فقط با همین دخالت هاشون وانتظاراتشون برادرشوهرم نتونست زندگیشو جمع کنه  

دوسال پیش جاریم دست بچشو گرفت رفت که رفت 

طلاق گرفت

خانه خرابش کردن 

از عاقبتشون میترسم  


دلم برات تنگ میشه.خیلی دوستت دارم و بشدت مهربونی 🥹 امیدوارم همیشه سالم باشی 

^===خوشبختی چون سرابی دور دست .‌.و دل دریغ؛از نوری در این سیاهی ....این بغض سنگین -__- این خستگی مفرط ---این حس تهی ؛؛ همه و همه ؛ داستانی ست  که هرگز به پایان نمیرسد ===^

مغلطه ؟طرف با شهوت داشته کارهای شهوت انگیز انجام میداده شما میفرمایید مغلطه لطف کنند شهوتهاشون ببرن اطاق خوابشون ما تمایلی به دیدنش نداریم 

یادمون میاد میگفتید فقط روسری حالا رسیده به لختی و تاپ پوشیدن حتما از بوسه هم میرسه به رخت خواب وسط خیابون

مغلطه ؟طرف با شهوت داشته کارهای شهوت انگیز انجام میداده شما میفرمایید مغلطه لطف کنند شهوتهاشون ببرن ...

باشه

قرص فشار بخور، سکته نکنی

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
حالا شما بهتره به اموزش دادن نسل جدید برای انواع بوسه ها و عشق ها باشید فقط نمیدونم این اموزش چرا با ...

حرفی باهاتون ندارم در مغزتون نمیگنجه

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
حرفی باهاتون ندارم در مغزتون نمیگنجه

ولی ما میگفتیم جامعه محل تربیت فرزندان اینده هست باید پاک باشه شماها میگفتید نه جامعه مسئله شخصیه چطور شده العا شده محل اموزش شما به بچه های دیگران ،😏 

در اخر هر کس میدونه بچه اش چه جور تربیت کنه امثال شما لازم نکرده تلاش کنید برای به قول خودتون تابو شکستن شب خوش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792