یه دختر عمه داشتم که خیلی با همجور بودیم ازدواج که کرد رابطمون خراب شد شوهرش رابطمونو خراب کرد دیگه فقط در حد ی سلام علیک بودیم من داشتم بادختر عموم سلام میکردم یهو دختر عمم برگشت با حالت تمسخر گفت سلام سلام خوبی قشنگ مسخره کردنشو فهمیدم بهش سلام کردم رفتم طرف دیگه دوباره اومد گفت اونجا تاریک بود ندیدمت دوباره سلام کرد من فقط نگاهش کردم گفت چته نگاه میکنی گفتم انگار حس میکنم رو منظوره سلام کردنات گفت من مثل تو نیستم شروع کرد داد بیداد کردنو میگفت میخای مهمونی بهم بزنی دعوامون شد واقعا فازش چی بود هدفش چی بود؟