ولشون کن مهم نباشه ،مادرشوهر منم همینه از بچه های مردم تعریف میکرد در صورتی ک بچه من خیلی از اونا سر تر بود هم قیافه هم توانایی ،ولی پدرشوهرم و مادرشوهرم ی سری رفته بودیم گغتن نوه خواهر مادرشدهرم از دختر تو انگار سر زبون دار و زرنگ تره ،منم گفتم بچه هر کسی برا خودش عزیز هست اتفاقا بچه من خسلی از اون با ادب تر و بهتره،
اومدیم خونه ب شوهرم گفتم برو ب ننه بابات تذکر بده ک ی بار دیگه فقط ی بار دیگه بچه منو بد دیگران مقایسه کنن اونم الکی و چرت و پرت دیگه ن میزارم بچمو ببینن ن خودم میرم ،شوهرمم رفته بود بهشون گفته بود دیگه حق ندارین بچه منو با غریبه ها و در و همسایه مقایسه کنید مثلن این نوتونه همش در حال مقایسه این،
گفتم ب مامانت بگو اتفاقا من اگا بتوام میتونم مادرشوهرای بقیه رو بزنم تو سرت تو اونا خیلی کارا برا عردساشون میکنن ولی تو حتی ی شام ناهار منو دعوت نکردی 13 سالشه عروستونم،
دیگه از اون موقع هیچ زر زری نکردن