خونمون یک ساعتی باهم فاصله داره با مامانم اینا ،من هردوهفته یبارمیام چندشب میمونم شوهر چندین ماه یکبار میاد ،الانم کلی ازظهره میگم ماک اینجاییم توهم بیا فردارو عیده پیش هم باشیم یه سرم ب مامانم اینا بزن هی میگن چرا نمیاد فلان ،گفت بخدا حوصله ندارم ،اینم بگم ماشین نداریم مامانمم گفت زورش نکن عیب نداره ولی خودم خیلی ناراحت شدم ازش