پره از روزایی ک ک غمگین شدم وروزهایی ک خدا کمکم کرده من ته غم هرچیزی رو کشیدم از ازدواج ناموفق توسن خیلی کم عشق نافرجام ۱۸سال تورویام باهاش زندگی کردم و هیچوقت پاک نشد ازدستدادن بچم تومان آخر بارداری وقتی باردار بودم تا ی قدمی ی مریضی خیلی وحشتناک رفتم نمونه برداری شدم وکلی روزهایی ک فک میکردم امشب دیگه از شدت غم میپوکم وتموم میشم من قشنگ شبهایی رو گزروندم ک سفید شدن تار موهامو حس میکردم قشنگ حس میکردم مثل خون تو رگ. ک اون قسمت موهام داره اون لحظه سفید میش والان دوسال اصلا خواب ندارم شبانه روز شاید ۳ساعت بخوابم یاچهار ساعت دلم نمیخاد قرص خواب بخورم ملاتونین هم بهم نمیفته وسایر چیزها مثل شیر گرم وفلان هم ممنوعه برام خلاصه دعاکنید خدا بخاطر بچم کمکم کن حداقل از اینجا ب بعدش منو بچم خوشبخت باشیم