سلام دوستان. ما امروز صبح زود حرکت کردیم به سمت شیراز برای تفریح چند روزه. با خانواده پدری، عمه هام و اینام هستن و خب یه ذره مذهبی ان و گیر میدن. بعدش ساعت ۱۲ اومدم برم پایین هتل هوا بخورم پسر عمم اتفاقی منو دید بیرون گفت کجا میری دیر وقت گفتم میرم هوا بخورم یکم گفت پس بزار منم بیام گفتم تنها راحت ترم گفت باشه اومدم پایین تلفنم زنگ خورد( تاپیکای قبلی گفتم با کسی در حال اشنایی ام ) داشتم حرف میزدم بعد یهو دیدم پسر عمم پشت سرمه برگشت بهم گفت پس بگو چرا تنها راحت تر بودی،خوب برات لیسیده ازش خوشت اومده منم زدم تو صورتش
بنظرتون کار اشتباهی کردم؟ اعصابم خیلی خرده
میخوام به یکی بگم . واقعا از حرفش بدم اومد