یهو یادم اومد گفتم تنها حرص نخورم
چند هفته پیش همسرم اومد دنبالم بریم خونشون برام یک دسته گل رز خریده بود سوپرایزم کنه
رفتیم خونشون گل و بردم بالا که بزارمش توی آب
مامانش گفت به گل خریدین و اینا هی به همسرم گفت افرین به خانومت فکر کردی و اینا
بعد یهو بعد چند دقیقه برگشت بهم گفت گل رز؟
گفتم آره
گفت پس ازشون کم کن بعدم هر هر خندید
من گفتم جان از چی؟!
هی میخندید میگفت ازشون کم کن دیگه هر بار برات گل خرید کم کن
منم مثل بز نگاه میکردم
یهو شوهرم گفت عهه یک چشم غره ریز رفت به مامانش بعدم بهم گفت هیچی عزیزم
بعد مامانش گفت منظورم اینه از مهریت کم کن 😐😐😐😐
چون من یک قسمت مهریه ام به تعداد سال تولدم گل رز مهرم هست
هیچی نگفتم بهش ولی خیلی بهم برخورد که حرکت عاشقانه همسرمو به جای صاف کردن مهریه ام حساب میکرد🥲
با خودم میگم کاش بهش میگفتم من مثل شما فکر نمیکنم اما اگر بخوام تسویه حساب کنم از سکه ها شروع میکنم