داشتم تاپیکای کاربر فاطمه معصومه رو نگاه میکردم
خانومی که پزشکن و برا تخصصشون رفتن نروژ
سه تا خواهر هستن که همشون رتبه های دو رقمی و سه رقمی خوب اوردن با شرایط مالی ضعیف
به تاپیکاشون که نگاه گذرا انداختم و از سختی ها و تلاش هاشون تو مسیر تحصیل و مهاجرت که خوندم
این حس همیشگی نارضایتی از خودم دوباره بولد شد برام
من همیشه همه چیو فقط به قصد پاس کردن و رد شدن همینطوری هردنبیل تموم کردم
هیچ وقت تو هیچ زمینه ای جدی نبودم
۲۱ سالمه و سال دوم اموزش ابتداییم
تو این دوسالم جزو تقریبا منفعل ترین و کم کیفیت ترین عملکرد بین دانشجوها بودم
احساس میکنم دانشگاهمم( فرهنگیان) زمینه رو برای این روحیه من فراهم تر کرده🤦
نه زبان یادگرفتم و نه حتی مطالعه و عملکرد مثبتی برای پس فردای معلمیم انجام دادم
میدونم این حسا گذراس و ممکنه دو ساعت دیگه تو این فاز نباشم ولی این قضیه چیزیه که هربار با یه تلنگر اینجوری، سرباز میکنه🤧