همینجوری از سر بیکاری واسه فرار از تنهایی و فکر و خیال یه مدت باهاش چت کردم
حالا الان چندروزیه گیر داده میگه بیا باهم بریم یه وری
دور دوری، کافه ای، قلیونی ، چیزی...
ولی حقیقتا من میترسم ازش🤦♀️
اصن جرئت نمیکنم بخام باهاش برم بیرون😬
حس میکنم خیلی راحت میتونه عین یه جوجه با دو تا انگشتش خفم کنه🥲
البت از پشت گوشی ک اقا بنظر میاد ولی قد و قوارش واسم ترسناکه
چیکا کنم ؟؟!