2777
2789
عنوان

رفتار عجیب جاری

161 بازدید | 9 پست

سلام به همگی 

من ۸ ماه شده ازدواج کردم و الان هم ۵ ماهگی باردارم. جاری دارم فامیل هست ، رفتار عجیبی داره و از وقتی باردار شدم عجیب تر هم شده. مثلاً اون روز بعد اون آب خوردم ، خودم یک لیوان سبز جدا دارم ، با اینکه قبل من آب خورده بود ، یهو برگشتم دیدم قایمکی داره تند تند از لیوان منم آب میخوره. به بدنم زل میزنه و سعی می‌کنه تو هر بحثی که من با بقیه دارم بپره و شرکت کنه ، مثلاً خودش در حالت عادی اصلا با عمو یا پدر شوهرم زیاد صحبت نمیکنه ، ولی اون روز یهو سوال الکی پرسید و پرید تو بحث من و عموم. بگم هم درمورد زادگاهمون بوده و تقریبا یکی هست و چیزی که پرسید اطلاعات دم دستی که بچه هم می‌دونه بود.

غیر اینکه قبل اینکه روی در خونمون که شیشه ای بود برچسب بزنم ، همیشه زل میزد تو خونمون و بعضی وقتا که خونه تکونی میکردم به بهونه بستن درش از گوشه زل میزد ، یا هی میرفت و نیومد. بگم که خونه ما دو طبقه هست ، طبقه اول خونه مادر شوهرم ، طبقه دوم نصفش مال ما و نصفش واسه برادر شوهرم و درهامون پیش همه.

بگم هم اینکه هر وقت مادر شوهرم هستش یه جور رفتار می‌کنه ، وقتی نیست یه جور ، مثلاً وقتی مادر شوهرم هستش آروم صحبت می‌کنه و می‌خنده و سر تو کار خودش می‌کنه و غیره ، وقتی نیست هی تو کارهام میپره یا ازم تقلید می‌کنه یا پا رو پا می‌زاره با تلفن صحبت می‌کنه ، اونم طبقه اول.

بعد هر چند مدت از کارهام تقلید می‌کنه ، حتی از رفتارم و این می‌زاره من جلو شوهرم خیلی خجالت بکشم.

اول صمیمی بودیم ، دیدم داشت کم کم سعی میکرد زیاد دخالت کنه خودمو کنار کشیدم و نمیزاشتم باید تو کارهام ، ولی از اونجا که تو شهر غریب سعی کردم درکش کنم و برگشتم ، ولی رفتارش بدتر شده ، سوال میپرسم یا روشو می‌کنه اونور یا دروغ میگه ، بعضی وقتا هم که اشتباهی پیش میاد ، جلو مادر شوهرم ادعا می‌کنه که من بهش گفتم ، وقتی که نگفته و فقط زل زده بود. وقتی چیزی میپرسم صداشو می‌بره بالا و یجور جواب میده که انگار من سوال بد پرسیدم و همه میشنون ، البته چند بار هم مادر شوهرم بهش هشدار داده.

نمی‌دونم چیکار کنم. بحث و ناراحتی دوست ندارم. از طرفی هم باردارم و خودم هم مریضی معده دارم ، اگر ناراحت یا عصبی بشم ترش می‌کنه روم و قرص های معده م الآن ممنوع هست. هم از طرفی دوست ندارم مادر شوهرم رو ناراحت کنم یا بزارم دل نگران بشه چون مثل من مریضی معده داره. 

چ خوشت بیاد چ نیاد جاری وسط زندگیته پس حرص خوردن فایده نداره...

وقتایی ک اون میاد خونه مادر شوهرت تو بشین پیش شوهرت و الکی با شوهرت سرگرم باش

تنها نرو خونه مادر شوهرت

اگر اومد در خونه ت در را باز نکن 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

از این ادم سمی و روانی دوری کن انگار اختلال شخصیت داره چه صبری دارید من اصلا نمیتونم ادمای سمی و و‌م ...

مشکل من اینه سرم تو کار خودمه ، ولی خودش کارهای عجیب می‌کنه. هر وقت هم با مادر شوهرم درمیون می‌زارم ، میگه احتمالا چون تو شهر غریبه. مادر شوهرم سعی می‌کنه بینمون عادل باشه و هست ، حتی بعضی وقتا که بهش میگم بهش هشدار میده و رفتارش بهتر میشه ، ولی آخرش باز همون اش و همون کاسه ، برمیگرده به حالت اول. و می‌ترسه منو و مادر شوهرم رو تنها بزار همش حواسش هست و هر وقت داریم صحبت میکنیم یا کاری میکنیم خودشو میچپونه به هر بهونه ای پیشمون. بعد هشدار هم بازم برای دو سه روز خوب میشه ، بعد همون میشه. می‌ترسه من چیزی با مادرشوهرم درمیون بزارم و ندونه.

مشکل من اینه سرم تو کار خودمه ، ولی خودش کارهای عجیب می‌کنه. هر وقت هم با مادر شوهرم درمیون می‌زارم ...

چقدر خوب ذهنتو مشغول خودش کرده 

این ادما سمی ان ارامشو ازت میگیرن یکاری میکنن خودخوری بگیری 

چون سمی ان چون بی رحمن چون مریضن چون خودخواهن و فقط فکر خودشونن 

سگ‌محلش کن شرش کم بشه بره سراغ یکنفر دیگه دست از سرت برادره

سنت کمه ادما مریضو نمیشناسی  

چ خوشت بیاد چ نیاد جاری وسط زندگیته پس حرص خوردن فایده نداره...وقتایی ک اون میاد خونه مادر شوهرت تو ...

من تقریبا کل روز خونه مادر شوهرمم ، چون صمیمی هستیم و خورد و خوراک مون همش اونجاس. خودش هم من نیام پایین دل نگران میشه میاد ببینه مریض نباشم. فقط عصرا که شوهرم برمیگرده یکم میرم بالا با شب. ما هنوز خونمون کامل کامل نیست. ولی من تنها مشکلم اونه. وقتی مادر شوهرم صبحا می‌ره بیرون برای خرید ، بعضی وقتا کارهام رو میکنم و میرم بالا ، همش به خاطر اینه که ازین نشم از رفتارش.

چقدر خوب ذهنتو مشغول خودش کرده این ادما سمی ان ارامشو ازت میگیرن یکاری میکنن خودخوری بگیری چون سمی ا ...

نصف کارهامون باهمه مجبورم باهاش کنار بیام. ازش دوری میکنم. ولی به موقعه خودش یهو یه کار عجیب می‌کنه. مثلاً مهمون داشتیم قرار شد هر کس سرش تو کار خودش باشه ، من زودتر رفتم پایین داشتم آشپزخانه رو تمیز میکردم. وقتی آمد من جارو کردم و همه کار کردم فقط به جز آشپزخانه حموم و دستشویی مونده بود. منتها بهش گفتم من دیگه آشپزخونه رو شروع کردم تو برو سراغ اون دوتا . رفت ولی بعدا که تموم کرد ، چسبید به آشپزخونه از پشت حرکت می‌کرد که نبینمش. کهنه خشکی که گذاشته بودم کنار رو خیس کرد الکی روی کمدا می‌رفت. با اینکه نه تمیز میشد و نه چیزی. مجبور شدم چند بار بهش بگم تا بره کنار. خودشو به نشنیدن میزنه.

نصف کارهامون باهمه مجبورم باهاش کنار بیام. ازش دوری میکنم. ولی به موقعه خودش یهو یه کار عجیب می‌کنه. ...

درس زندگی وکارو هنری  ندارید ؟

خونه مادر شوهرو باهم تمیز میکنید؟ یاد فیلم های صد سال پیش افتادم گنیز داشتن 

کدوم شهر هستید ؟

درس زندگی وکارو هنری ندارید ؟خونه مادر شوهرو باهم تمیز میکنید؟ یاد فیلم های صد سال پیش افتادم گنیز ...


گفتم ، خونمون تکمیل نیست فقط اتاق خوابه. برای همین کارهامون پایینه. من به عنوان کمک میرم پایین ، چون با مادرشوهرم صمیمی هستم و خودش هم یکم کمردرد همون دیسک داره. منتها هر بار جوری رفتار می‌کنه که انگار مسابقه داریم. عادت تمیز کردن منو می‌دونه برای همین جلو جلو انجام میده ، یه مدت سعی کرد جلو مادرشوهرم یه کار رو جلو انجام بده ( موقعه ناشتا بود ، برای همین براش راحت بود انجام بده ) ، صدامو بردم بالا که همه بشنون و بهش گفتم من کارمو خودم انجام میدم ، ولی روشو کرد اونور و انجامش داد. واقعا درک نمیکنم. محل ندی بدتر میشه ، جواب بدی انگار نه انگار. 

من خودم تو خونه انگلیسی میخونم ، ژاپنی میخونم ، قرآن حفظ میکنم ، کتاب داروشناسی هم داریم میخونم ، البته روزهای تقسیم شده. برای سرگرمیه. ورزش هم میکردم ، منتها الان باردارم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  16 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  16 ساعت پیش