سلام به همگی
من ۸ ماه شده ازدواج کردم و الان هم ۵ ماهگی باردارم. جاری دارم فامیل هست ، رفتار عجیبی داره و از وقتی باردار شدم عجیب تر هم شده. مثلاً اون روز بعد اون آب خوردم ، خودم یک لیوان سبز جدا دارم ، با اینکه قبل من آب خورده بود ، یهو برگشتم دیدم قایمکی داره تند تند از لیوان منم آب میخوره. به بدنم زل میزنه و سعی میکنه تو هر بحثی که من با بقیه دارم بپره و شرکت کنه ، مثلاً خودش در حالت عادی اصلا با عمو یا پدر شوهرم زیاد صحبت نمیکنه ، ولی اون روز یهو سوال الکی پرسید و پرید تو بحث من و عموم. بگم هم درمورد زادگاهمون بوده و تقریبا یکی هست و چیزی که پرسید اطلاعات دم دستی که بچه هم میدونه بود.
غیر اینکه قبل اینکه روی در خونمون که شیشه ای بود برچسب بزنم ، همیشه زل میزد تو خونمون و بعضی وقتا که خونه تکونی میکردم به بهونه بستن درش از گوشه زل میزد ، یا هی میرفت و نیومد. بگم که خونه ما دو طبقه هست ، طبقه اول خونه مادر شوهرم ، طبقه دوم نصفش مال ما و نصفش واسه برادر شوهرم و درهامون پیش همه.
بگم هم اینکه هر وقت مادر شوهرم هستش یه جور رفتار میکنه ، وقتی نیست یه جور ، مثلاً وقتی مادر شوهرم هستش آروم صحبت میکنه و میخنده و سر تو کار خودش میکنه و غیره ، وقتی نیست هی تو کارهام میپره یا ازم تقلید میکنه یا پا رو پا میزاره با تلفن صحبت میکنه ، اونم طبقه اول.
بعد هر چند مدت از کارهام تقلید میکنه ، حتی از رفتارم و این میزاره من جلو شوهرم خیلی خجالت بکشم.
اول صمیمی بودیم ، دیدم داشت کم کم سعی میکرد زیاد دخالت کنه خودمو کنار کشیدم و نمیزاشتم باید تو کارهام ، ولی از اونجا که تو شهر غریب سعی کردم درکش کنم و برگشتم ، ولی رفتارش بدتر شده ، سوال میپرسم یا روشو میکنه اونور یا دروغ میگه ، بعضی وقتا هم که اشتباهی پیش میاد ، جلو مادر شوهرم ادعا میکنه که من بهش گفتم ، وقتی که نگفته و فقط زل زده بود. وقتی چیزی میپرسم صداشو میبره بالا و یجور جواب میده که انگار من سوال بد پرسیدم و همه میشنون ، البته چند بار هم مادر شوهرم بهش هشدار داده.
نمیدونم چیکار کنم. بحث و ناراحتی دوست ندارم. از طرفی هم باردارم و خودم هم مریضی معده دارم ، اگر ناراحت یا عصبی بشم ترش میکنه روم و قرص های معده م الآن ممنوع هست. هم از طرفی دوست ندارم مادر شوهرم رو ناراحت کنم یا بزارم دل نگران بشه چون مثل من مریضی معده داره.