مدتی اومدم خونه بابام به قصدطلاق شوهرم اعتیادش تودادگاه ثابت شدحتی قاضی ماروفرستادروانشناس دادگاه گفتن پارانوییده وکیلش درخواست سازش داره ولی من قبول نکردم چون قصدم طلاق قبلاهم مشکل داشتیم مثل حالا ولی من پشیمون شدم وتو روی خانوادم ایستادم وتاچندماه باهام قهربودن ولی اینبارتصمیمم جدایی تواین مدت چندبار زنداداشم باهام دعواکردمن کوتاه اومدم ولی امشب دیگه نتونستم خودموکنترل کنم منم جوابشودادم ودعوابالاگرفت اونم رفت طبقه بالا بعددیدیم رفته داداشمم رفته بوددنبالش ولی برنگشته دیگه بابامامانم وداداشم همه پریدن به من که مقصرتوبودی و..........بهم گفتن برگردبرو خونت
همه روبه جون هم انداختی اخرم
طلاق نمیگیری من چیکارکنم؟؟