آاخی یاد خودم افتادم
من بخاطر شرایط خانواده و بعدم شرایط خودم چون پولی که داشتم باید خرج خودم میکردم تا قبل ازدواجم خیلی جای تفریحی و اینا نرفته بودم
وقتی ازدواج کردم همسرم گفت بخاطر من که ایرانو خیلی ندیدم یک مسافرت طولانی بریم
وقتی برگشتیم خانواده م دقیقا باهام اینجوری برخورد میکردن
فکر کنم شرمنده ی این بودن که باعث شده بودن زندگی نکنم
من اون لحظه ها فقط به این فکر میکردم که درسته زندگی نداشنم ولی ادم خوبی قسمتم شد و قراره زندگی کنم