2777
2789

بعد هزاران دعوا

زن بابام خونه رو ترک کرد

با طلاها و فاکتور طلاها و همه چیزش رفت خونه مادرش 

البته خانواده زن بابام  و زن بابام تقلا میکنن آشتی کنن

واقعا نمیدونم چی میشه زن بابام که ابرومون رو برد اینقدر همه رو خبر کرد برای دعواها

احساس میکنم بابام کوتاه میاد اخر هفته میارتش 

۴ تا خواهر داره و مادرش و باباش فکر نکنم بابام لجبازی کنه باهاشون 

بیشتر الان با خواهرام لج شده البته تو دعوا طرف زن بابام‌ نگرفت خداروشکر🤔

کاش وقتی بر میگرده سر عقل بیاد اینقدر ما رو مثل هووش نبینه 



به امضام نگاه نکن    میگم نگا نکن  میخوابونم دهنتا   میگم برو امضا بعدی  برو دیگه اهههه  عجب آدمی هستیا   بروو  حالا چرا بین این همه امضا به امضای من زل زدی کلک  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ 

چرا سر چی؟؟

فقط 4 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

💞تیکرِ تولد یک سالگی دخترام💞 این که بخوای با محدودیت و اصرار کسی بهت وفادار باشه مثل این می مونه که تیکه های لیوان شکسته رو با زحمت بخوای بچسبونی و توش آب بخوری همین قدر بی فایده و همین قدر بی معنی!!

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

چرا سر چی؟؟

کلا مشکل داشتن زن بابام خیلی لج و لجبازی میکرد غر میزد اصلا اروم و قرار نداشت نمیدونم واقعا مشکلش چی بود حسادت الکی در حالی که صد برابر خواهرام بهش رسیدگی میشد 

موقعی که مسافرت بودن خواهرم طوطی اورد تو خونه زن بابامم طوطی رو تو اتاق خواهرم دید گریه و دعوا راه انداخت که طوطی کثیفه و ... یک دعوای حسابی سر خواهرم کردن جوری که گریه کرد زنگ زد به من گفت میفروشمش ولی جرقه دعواها چنین چیزی بود 

همون روز هم خانواده زن بابام همشون ریخته بودن خونه ی بابام خواهرمم امتحان داشت اینا هم بچه کوچیک داشتن خواهرمم لج کرد گفت طوطیم رو نگه میدارم خونه به اسم مادرمه به شما کاری نداره تو قفس دیگه ما نفهمیدیم چیشد دعواها بالا گرفت زن بابامم که کلا مشکل روانی داره گریه و جیغ داد و همه رو خبر کرد دعواها اصلا بحث طوطی منحرف شد رفت سمت چیز دیگه کلا عقده ها و دعواهای بینشون تازه شد مشکلات گذشته و ...

سر اینکه خواهرمم گفته بود خونه به اسم مادرمه اتیشی شده بود  خونه رو میخواست به نامش کنن

 استارت اینکه بابام بگه دیگه نمیخوامت از اونجا بود زن بابام مثل همیشه زنگ زد به عموهای من و عمه هامو دعوارو بین اونا کشوند دیوانه اس مثلا یکبار تاپیکم زدم شب چهارشنبه سوری نبردش بابام بازار زنگ زده بود من رو فحش میداد و حرف میزد غر میزد پیشم بعدشم زنگ زده بود به عمه هام که برادرتون من رو نمیبره🤔

کلا مشکل داشتن از اول 

خواهرمم یکدفعه لج کرد

به امضام نگاه نکن    میگم نگا نکن  میخوابونم دهنتا   میگم برو امضا بعدی  برو دیگه اهههه  عجب آدمی هستیا   بروو  حالا چرا بین این همه امضا به امضای من زل زدی کلک  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ 

چندتا بچه این؟؟

من یه برادر بزرگ و خواهر بزرگ دارم

دوتا خواهر کوچیک

دوتا خواهر کوچیکم ۱۸ و ۱۴ سالشونه با بابام و زن بابام زندگی میکنن 

به امضام نگاه نکن    میگم نگا نکن  میخوابونم دهنتا   میگم برو امضا بعدی  برو دیگه اهههه  عجب آدمی هستیا   بروو  حالا چرا بین این همه امضا به امضای من زل زدی کلک  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ 

زندانبان بستنی خسته نباشی آخر زندگیشونو به جدایی کشوندین؟

خسته نباشم😁

نه خدا شاهده ما اصلا کاری نکردیم هیچ دخالتی نکردم حتی زنگ زد با کولی بازی در اورد بیاید اینجا هم نرفتم گفتم مشکلات خودتونه حوصلشون نداشتم

به امضام نگاه نکن    میگم نگا نکن  میخوابونم دهنتا   میگم برو امضا بعدی  برو دیگه اهههه  عجب آدمی هستیا   بروو  حالا چرا بین این همه امضا به امضای من زل زدی کلک  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ 

خسته نباشم😁نه خدا شاهده ما اصلا کاری نکردیم هیچ دخالتی نکردم حتی زنگ زد با کولی بازی در اورد بیاید ...

مشکلات و عصبانیت یواش یواش جمع میشه و یدفعه سرریز میشه...

تا اینکه عید خونه مادرش بره یا نه، اینکه غذا چی درست کرده یا درست نکرده دخالت کردید و باعث دعوا شدید حتی یه تایپیک زده بودی چجوری فتنه درست کنم نره خونه مادرش

 الان میگید دخالتی نمیکنم؟ عجب!!!

مشکلات و عصبانیت یواش یواش جمع میشه و یدفعه سرریز میشه...تا اینکه عید خونه مادرش بره یا نه، اینکه غذ ...

اتفاقا دقت کنی هیچ دخالتی نکردیم فقط اینجا درد و دل کردم!!

روانیه اینقدر مراعاتش کردیم کاریش نداشتم اینقدر پرو شد دیگه

اتفاقا همون موقع ها که غذا نمیزاشت فقط پول خرج میکرد

هر هفته میرفت مسافرت و دیدن مادرش و مهمونی گرفتن و دعوت خانوادش 

اگر اون موقع ها دخالت میکردیم کار به اینجا نمیکشید که اینقدر فشار بیاد رو خواهرام

دقیقا کاش فتنه درست میکردم نمیزاشتم برن بخدا هنوزم پشیمونم چرا کاری نکردم زهرش نکردم اینقدر بهش خوش نگذره😏😏

که  تاپیک دیگمم  ببینی عفریته خانم چه فتنه ای درست کرد و خانوادش نزدیک ۴ تا ماشین گفت بیان اینجا که بابامو بزور ببره و خواهرم تو رودروایسی ۱۳ بدر رو نیان با اینا خودش و خانوادش و بابام رقتن خوش گذروندن و کباب زدن و ...


به امضام نگاه نکن    میگم نگا نکن  میخوابونم دهنتا   میگم برو امضا بعدی  برو دیگه اهههه  عجب آدمی هستیا   بروو  حالا چرا بین این همه امضا به امضای من زل زدی کلک  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ 

کلا مشکل داشتن زن بابام خیلی لج و لجبازی میکرد غر میزد اصلا اروم و قرار نداشت نمیدونم واقعا مشکلش چی ...

کی بدون اجازه بقیه اعضای خونه حیوون خونگی میاره؟

اگر مادر خدابیامرزتونم بود و از طوطی بدش میومد خواهرتون میتونست بیاره؟؟

حداقل خودتونو گول نزنید نگید ما کاری نداشتیم اینجوری بود اونجوری بود شما خودت بجای اینکه خواهراتو آروم کنی بدتر آتیش بیار معرکه میشدی 

میخواستی زندگیشونو خراب کن به هدفت رسیدی حالا اینکه تقصیر کی بوده و خدا از کی باید تاوان بگیره خدا خودش میدونه....

کلا مشکل داشتن زن بابام خیلی لج و لجبازی میکرد غر میزد اصلا اروم و قرار نداشت نمیدونم واقعا مشکلش چی ...

چه داستانایی...کاش پدرت ازدواج نمی کرد والا خیلی سخته مدیریت این زندگی...خب وقتی می دونین حساسه ازش راجع به طوطی خواهرت می پرسید بعد می خرید...یا یه جایی خواهرت حق داشته چرا موقع امتحانات مهمون دعوت کرده...همه باید مراعات همو کنن...یا این که بابات بازار نبردتش چه دخلی به بقیه داره زنگ می زنه میگه.

فقط 4 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

💞تیکرِ تولد یک سالگی دخترام💞 این که بخوای با محدودیت و اصرار کسی بهت وفادار باشه مثل این می مونه که تیکه های لیوان شکسته رو با زحمت بخوای بچسبونی و توش آب بخوری همین قدر بی فایده و همین قدر بی معنی!!

کی بدون اجازه بقیه اعضای خونه حیوون خونگی میاره؟اگر مادر خدابیامرزتونم بود و از طوطی بدش میومد خواهر ...

من گفتم خواهرم کار درستی کرده؟ ایا من تایید کردم؟

اتفاقا من بهش گفتم بفروشش خودشم گفت میفروشه بعدش لج کرد 

کی تو امتحانات بچه ها هر هفته مهمونی راه میندازه؟ک بساط عیش و نوش و جیغ و داد حالا یه طوطی بهش فشار اومد؟

حالا بچه یه اشتباهی کرد زن گنده ۵۰ ساله که دور و ورش اینقدر پرنده بوده هر هفته تو یخچال فریز میکرده غذا میبره برای پرنده و حیوانات مادرش میمیرد یکم دندون رو جیگر میزاشت بفروشتش اینقدر کولی بازی در نیاره و گریه راه نندازه؟؟ من خواهرم سر مرگ مادرم گریه نکرد تو جمع ببین چه بلایی سرش اوردن با بغض و گریه زنگ زد به من 

خواهر من قبل این خانمم بیاد پرنده نگه میداشته این خانم پوقعی که تو این خونه اومده میدونسته داره حیوون

من اصلا زندگی اینها برام مهم نیست اینقدر این زنک حق خوری کرد و مثل ندید و پدیدها رفتار کرد فقط امیدوار بودم تاوان این عقده ای بودنش بده 

هیچوقتم سعی نکردم زندگیشون خراب کنم اینا خودشون بینشون جهنم بود هر روز دعوا 

دروغ نگم اصلا دل خوشی ازش ندارم ولی بخدا همیشه دوری و دوستی یکبارم کاری نکردم

این خودش روانیه بخدا به روح مادرم 

نه بخوام اغراق کنم مغزش اندازه دختر ۱۶ ساله اس

به امضام نگاه نکن    میگم نگا نکن  میخوابونم دهنتا   میگم برو امضا بعدی  برو دیگه اهههه  عجب آدمی هستیا   بروو  حالا چرا بین این همه امضا به امضای من زل زدی کلک  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ 

انشالله که هرچی خیره پیش بیاد مشاوره نمیرید؟

نمیدونم حوصله ندارم دخالت کنم بخدا 

هر کار میخوان باز کنن

این یکی میره دانشگاه شهر دیگه ایشالله اون یکی هم میارم پیش خودم بزار اینا بزنن تو سر هم


به امضام نگاه نکن    میگم نگا نکن  میخوابونم دهنتا   میگم برو امضا بعدی  برو دیگه اهههه  عجب آدمی هستیا   بروو  حالا چرا بین این همه امضا به امضای من زل زدی کلک  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ 

من گفتم خواهرم کار درستی کرده؟ ایا من تایید کردم؟اتفاقا من بهش گفتم بفروشش خودشم گفت میفروشه بعدش لج ...

با پدرت صحبت کن برن پیش مشاور نمیشه که خونه میدون جنگ باشه 

الان جوری شده که اعضای اون خونه انقدر از هم کینه دارن یه چیز کوچیک کلی قشقرق به پا میکنه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792