2777
2789

من طبقه بالای مادر شوهر می‌شینم. بچه ندارم فعلا دو ساله عروسی کردم.

ورودی هامون یکی هست. 

آسانسور نداره. باید از جلوی درب خونشون رد بشم بیام بالا.

می‌دونم مادرشوهر از چشمی در رصد می‌کنه ما رو. و اینکه از پنجره کامل دیده میشه داخل کوچه

 اونا اصلا خونه من نمیان. مگر سالی یک بار اگر دعوت کنم. دخالت هم نمیکنه

خانواده و فامیل من شهرستان هستن. سه ساعت فاصله داریم.

وقتی هم مهمون میاد واسشون شوهرم گفته به ما نگید.

فقط هفته ای دو یا سه بار شوهرم می‌ره پایین سر میزنه

اون هم دعوت نمیکنه ما رو مگر سالی دو بار. یا اگر خود شوهرم بگه مثلاً فردا شب ما میایم پایین.

گاهی اوقات غذا میاره واسمون. مثلاً ماهی دو بار.

بنظر شما ادامه دادن این سبک زندگی چه مشکلاتی داره. من چندتاشو که اذیتم میگم شما هم بقیه اش رو بگید تا بدونم آیا باید پافشاری کنم در بلند شدن از اینجا.

1. کنترل شدن ورود و خروج و اینکه هر جا بریم میفهمند و من دوست ندارم اینو

2. خانواده ام که میان میفهمند من دوست ندارم از همه چیز آگاه باشند

3. واحد کناری واسه برادرشوهرم بود و قراربود اونا هم بیان بشینند ولی دادن اجاره و رفتن خونه پدر دختره رو اجاره کردن. حالا خانم ور دل خانواده اش هست. ولی من غریب تو این شهر. منم نمی‌خوام نزدیک اینا باشم

4. هر چی واسه خونم بخرم میفهمند هر لباس جدیدی بپوشم برم بیرون میفهمند

5. ساعت خواب و بیداری مون رو میفهمند

6. اینکه شوهرم فکر میکنم عادت کنه و دیگه سخت باشه واسش بلند شدن از اینجا. مخصوصا اینکه واسه خونه مقداری خرج کرده مثل رنگ و درب و ساخت انباری و این طور چیزا

میشه بقیه مشکلاتش رو شما که تجربه دارید بگید

اتفاقا همسر منم امشب میگفت مامانم همش کنترل میکنه ما کجا میریم کجا نمیریم !!!! شاکی شده بود و می‌گفت باید از اینجا پاشیم. شما هنوز بچه نداری. من زایمان ک کردم مادرشوهرم ب بهونه بچه روزی ده بار می اومد خونم. یا هر مهمون می اومد خونم. وقت و بی وقت . نظرات بیخود میداد که جای پسرمو از خودت جدا بنداز صدای بچه اذیتش نکنه در حالی ک شوهرم خودش دوست نداره یک شب هم از من ی متر هم دوز تر بخابه. از بعد بچه تازه میفهمی مشکلات یکجا نشستن خیلی بیشتر و بدتر از چیزاییه ک فکرشو میکنی . من ی بار تو بیمارستان زاییدم ی بارم از حرف و تیکه های مادرشوهر تو خونه🫤😒 تو همه چی حرف زد ک چرا رفتی بیمارستان خصوصی . چرا شیرت کمه . هر روزم می اومد ب مامانم میگ امروز روز ششمه کی میری امروز روز هفتمه برو خونتون مزاحم زندگی دوتا جوون نباش

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

ای بابامن فکر میکردم کمک باشن برای بچه

اتفاقا در این مورد هم برات بگم ک من بچمو میزارم پیش مامانم میرم سرکار. روزی ده بار غر میزد ک چرا بچتو همش میدی ب مامانت. نوه ی ماست !!!! منم دو روز گذاشتم پیشش گفتم خب بیا نگهدار روز سوم غر زدن ها شروع شد که ای وای مگ من بیکارم. پرستار مفت گیر آوردی . کار میکنی برای جیب خودت من بچه نگهدارم. بمون تو خونه بالا سر بچت آنقدر بچتو ننداز سر این و اون ! بچت همش خونمو کثیف میکنه.  منم گفتم مامانم بدون منت نگهداشته تو این چند ماه پس از این ب بعد دهنتو باز نکن ک نمیدی نوه مو نگهدارم

شوهرت چیزی نمیگه

شوهرم خیلی پشتمه.  ولی من دوست ندارم تا وقتی خودم هستم کس دگ دفاع کنه ازم. شوهرمم گفته هر چی بهت گفتن ده تا بدتر بارشون کن از جانب من خیالت راحت😂 

منم هر چی بگن دست آخر کار خودمو میکنم همیشه

دلم میخاد از اینجا پاشم ولی اینجا رو با پول خودمون ساختیم

مادرشوهرم گفته اگ پاشید دخترمو میارم اینجا پیش خودم

من نمیخام خونه ای ک زحمت کشیدیم براش مفت و مجانی دخترش بیاد بشینه . بخاطر همین تا الان موندم 


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز