یک ساااااله دارم خواهش تمنای مرتیکه میکنم منو ببر مرکز استان یا فلان شهر نزدیک بریم حالا یا برا خرید یا گردش
با یه نه محکم جوابمو میده
الان خواهرشوهرم اومده شهرمون میخواد طلاق بگیره برگشته خونه باباش با یه بچه
یه خواهرشوهر بدجنس و فتنه که خیلی خیلی اذیتم کرده ولی من بخشیدمش
شوهرم زنگ زده میگه فردا میرم مرکز استان بچه ها رو بده مامانت نگه داره با خواهرم و بچه ش بیا ببرمتون
یعنی نفرت داره ازم بیرون میریزه
همیشه کارش همینه فقط در صورتی ما رو میبره جایی که خواهر یا مادرشم بیان یا اونا دستورشو بدن
بخدا خسته م میخوام هرجوریه قطع ارتباط کنم هرچه شد شد عین کنه چسبیدن به زندگیم فقطم کارشون تیکه انداختن و دخالته...