2777
2789

شش ماهه عقد هستم

مادرم خیلی دوست داره ما بریم خونه، اخرهفته ها غذا درست میکنه میگه بیاید یا به شوهرت بگو بیاد 

و کلا خوش رو هست راجب دعوت و تماس که غذا درست کردم بیاید و.. 

شوهرم میگه سمت شما اینجوریه، سمت ما بدون دعوت میریم و خونه خودته و باید بیای و..  تو این شش ماه شاید کلا یک یا دوبار زنگ زده باشه مادرشوهرم

و خونه خواهرشوهرم که دعوتیم میاد وعده وعید که حتمن یروز واست قرمه سبزی درست میکنم ک بیای و اینا

بحث من غذا نیست

حس میکنم واقعا اونجور ک باید ارزش قاعل نیست واسه تازه عروسش

شب یلدا و روز مادرو یکی کردم و با ی جعبه بزرگ شیرینی رفتم خونشون

شب عیدم به رسم ادب خودم رفتم اما عیدی بهم ندادن 

بااینکه سال اولیه  ک عید عروسشونم

کلا زبونی خیلی محبت میکنه

من به شوهرمم گفتم ک منم مادرم دعوت نمیکنه اما بمن پیام میده که بیایید و اینا

بعد از عقدمونم بیست روز بعد تازه دعوتمون کرد، 

حس میکنم سنگین بمونم بهتره

اینم بگم انتظار غذای انچنانی ندارم الحمدالله انواع احترامو میبینم از خانواده حودم

من حرفم اینه درسته بدون دعوت نمیرم؟ ـ

باتجربه ها هم  لطفا نظر بدین، مجرداهم بگین

نه 

چه خانواده عروس چه دوماد باید دعوت کنن 

حتی بعد از عروسی هم فقط با دعوت 

 چرا جملات سطحی‌تان را با «ما مرد‌ها با ما زنها»شروع میکنید؟لطفا کژی،کمبود های عاطفی و ایراداتتان را به پای کل جمعیت زنان یا مردان ننویسید.مثلا بگویید من زیاد دروغ میگویم نگویید ما مردها نمیتوانیم راست خیلی چیزها را بگوییم.یا بگویید من بداخلاقم نگویید ما زنها تمام پاییز خلقمان تنگ است... 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

نه چه خانواده عروس چه دوماد باید دعوت کنن حتی بعد از عروسی هم فقط با دعوت

نظر منم همینه

همین الانشم مادرم غذا درست میکنه میگه پاشید بعداز کار بیایید یا اخرهفته میگه به همسرت بگو بیاد میخوام اشپزی کنم و... 

نظر منم همینههمین الانشم مادرم غذا درست میکنه میگه پاشید بعداز کار بیایید یا اخرهفته میگه به همسرت ب ...

اره درستش همینه 

 چرا جملات سطحی‌تان را با «ما مرد‌ها با ما زنها»شروع میکنید؟لطفا کژی،کمبود های عاطفی و ایراداتتان را به پای کل جمعیت زنان یا مردان ننویسید.مثلا بگویید من زیاد دروغ میگویم نگویید ما مردها نمیتوانیم راست خیلی چیزها را بگوییم.یا بگویید من بداخلاقم نگویید ما زنها تمام پاییز خلقمان تنگ است... 

من نظرم اینه زیاد در ارتباط نباشی چون ازدواج کنی هم باید بری بچه دار شی هم باید بریاز الان مقاومت کن ...

حتما

بدون دعوتم کلا نرم نه؟ فقط عیادتا بدون دعوت میرم خوبه؟ 

اخه میترسم من نرم ولی اون بعدا هی بخواد بیاد خونم

شاغلم هستم

مادرم ک انقدر بهمون میرسه هم بعدا گفتم مامان من شاغلم و بیشتر من میام پیشت جون بعد از کار خستم

من نمیتونم نظر درستی بدم چون شرایطم کاملا متفاوته‌. خانواده همسرم شهرستان هستن و ما چه الان چه تو عقد از هر فرصتی واسه سر زدن بهشون استفاده میکردیم. 

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

اره ولی بقیه بچههاش همه ازدواج کردن و بچه چندتا دارن و... فقط پدرشوهر مادرشوهرمن اونجا و ی برادرشوهر ...

آخه فکر کنم پرحمعیت ها اینحورین هیچ دعوت نمیکنن 

کم که باشه بچه هاشون 

احترام بیشتره 

خدایا مرسی ♥️
وقتی میرفتی حس میکردی خوشحالن از دیدنت؟ عیدی اینا میدادن بهت یانه

بله. بله میدادن

البته به اندازه ما آداب رعایت نمیشه، ولی خب هم سنشون خیلی بالاست هم دوستشون دارم خیلی تو قید و بند مسائلی کم اهمیت خودمو قرار نمیدم. اینکه وقتی بهم میگه دلم بزات تنگ شد میفهمم زبون بازی نیست. 

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

حتمابدون دعوتم کلا نرم نه؟ فقط عیادتا بدون دعوت میرم خوبه؟ اخه میترسم من نرم ولی اون بعدا هی بخواد ب ...

بدون دعوت که اصلا نرو عزیزم ، شاید خونشون بهم ریخته باشه تصمیم بگیره بدون دعوت بیاد خونه شما...

خونشون هم اصلا شب نخواب حتما خونه خودتون باشید

ایشون بعدا نمیاد خونتون

کلا ارتباطتون کمتر باشه

بله. بله میدادنالبته به اندازه ما آداب رعایت نمیشه، ولی خب هم سنشون خیلی بالاست هم دوستشون دارم خیلی ...

اره خب

من عیدی هم چیزی نگرفتم ازشون حتی ی گیره سر

تو دلم مونده این موضوعم بااینکه خودشوهرم جذا بهم عیدی داد

اما خب تازه عروسم توقع حداقل ی شال یا تیشرت ساده داشتم.. 


اره ولی وقتی فقظ زبونی محبت میکنن جلو شوهرم اونم، و درواقعیت هیچ محبتی نمیبینم خودم زده میشم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   bano_deli  |  11 ساعت پیش
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  22 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  22 ساعت پیش