2777
2789

من اسم دختر رو میخواستم بزارم نیکا ولی یه روز جاریم اومد و گفت ....راس بگو اسم نیکا رو از روی مایع دستشویی که گذاشتیم تو توالتمون انتخاب کردی؟؟؟؟بعد هی میگفتند نیکا ...ریکا

منم دلم شکست اسمش رو گذاشتم نازگل .

اما همشون بعد گذست ۴ یال میگن داهاتیه قدیمیه 

مادرشوهرمم هز میگه نازگوووول...

واقعا خیلی ناراحتم شاید وایعا من اسم بدی گذاشتم همه مبگن اسم خیلی رو هویت فرد تاثیر داره...مزتریم بچم تو جامعه طرد بشه...

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

سعی کن انقدر تحت تاثیر حرف مردم نباشی

شماا هر اسمی میذاشتی مسخره میکردن

🌾 نظافتچی ساختمان یک زن جوان است که هر هفته همراه دخترک ۴-۵ ساله‌اش می‌آید. امروز درست جلوی واحد ما صدای تی کشیدنش قاطی شده بود با گپ زدنش با بچه... پاورچین، بی‌صدا، کاملا فضول، رفتم پشت چشمیِ در. بچه را نشانده بود روی یک تکه موکت روی اولین پله... بچه: بعد از اینجا کجا میریم؟ مامان: امروز دیگه هیچ جا، شنبه ها روز خاله بازیه... کمی بعد بچه می‌پرسد: فردا کجا میریم؟ مامان با ذوق جواب می‌دهد: فردا صبح میریم اون جا که یه بار من رو پله هاش سُر خوردم! بچه از خنده ریسه می‌رود... مامان می‌گوید: دیدی یهو ولو شدم؟ بچه: دستتو نگرفته بودی به نرده میفتادیا... مامان همان‌طور که تی می‌کشد و نفس‌نفس می‌زند می‌گوید: خب من قوی‌ام. بچه: اوهوم... یه روز بریم ساختمون بستنی... مامان می‌گوید که این هفته نوبت ساختمون بستنی نیست.‏ نمی‌دانم ساختمان بستنی چیست؛ ولی در ادامه از ساختمان پاستیل و چوب شور هم حرف می‌زنند. بعد بچه یک مورچه پیدا میکند. دوتایی مورچه را هدایت می‌کنند روی یک تکه کاغذ و توی یک گلدان توی راه پله پیاده‌اش می‌کنند که "بره پیش بچه هاش و بگه منو یه دختر مهربون نجات داد تا زیر پا نمونم". ‏نظافت طبقه ما تمام می‌شود. دست هم را میگیرند و همین طور که می‌روند طبقه پایین درباره آن دفعه حرف می‌زنند که توی آسانسور ساختمان بادام زمینی گیر افتاده بودند. مزه‌ی این مادرانگی کامم را شیرین می‌کند. ‏مادرانگی که به زاییدن و سیر کردن و پوشاندن خلاصه نشده. مادر بودن که به مهدکودک دو زبانه، لباس مارک، کتاب ضدآب و برشتوکِ عسل و بادام نیست. ساختن دنیای زیبا وسط زشتی ها، از مادر، مادر می‌سازد. 🌸✏️سودابه فرضی‌پور

خودشون اسم بچه هاشونو چی گذاشتن مگه!!!!!!

🌸🌸🌸🌸اِلٰهْی وَ رَبّی مَن لی غَیْرُکْ🌸🌸🌸🌸         خیلی حرفا داشتم واسه گفتن،واسه نوشتن ولیییی حیف،امان از دست نینی یار😡 این کاربری دست ۴۰ نفره⬅️ یک:منِ دیوانه یِ عصبی🤬 دو: منِ مهربونو دلسوز☺️ سه:منِ نگرانِ استرسی😬 چهار:منِ شوخو خنده رو🤭 پنج:منِ خسته و بیحال😮‍💨 و...🙄🤔🤨  ✅پس اگه تو یه تاپیکی یچی گفتم،تو یه تاپیکِ دیگه یچی دیگه،سعی نکن مُچمو بگیری😏این منم فقط گاهی وقتا بسته به شرایط جویِ تاپیک مودم عوض میشه.همین😘

جوری که گفتی بی شخصیتی از اوناست پس هر اسمی هم میذاشتی یه چیزی میگفتن 

مهم اینه خودت چطور رفتار کنی اگه اونا مسخره کردن شماهم ناراحت بشی معلومه تکرار میکنن

ولی اگه یک بار که گفتن تو جمع محکم بگی منو همسرم باهم انتخاب کردیم و خودمون دوست داریم مهم ما هستیم نه بقیه دیگه لال میشن 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   bano_deli  |  11 ساعت پیش
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  22 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  21 ساعت پیش