من دیشب با یکی دعوام شد و تا ۴ صبح داشتم چت میکردم تا حل بشه. قرار بود صبحش برم خونه ی مادربزرگم (عشقمه🥲❤️) ساعت ۶ بیدارم کرد گفت الان دارم میرم سرکار بیا توهم ببرم پول اسنپ نده گفتم باشه رفتم همین که رسیدم گفتم دیشب نتونستم بخوابم تا ۱۲ خوابیدم مامانم اومد اونجا کلی غر زد که چرا تا الان خواب بودی پس چرا اصلا اومدی گفتم دیشب نتونستم بخوابم هی غر که چرا نخوابیدی مشکل خودته باید میخوابیدی .( خب من که نمیتونم همه چیو توضیح بدم لابد مشکلی پیش اومد تازشم به خودم مربوطه ) گفتم دوست داشتم بخوابم خوابیدم مامانم گفت اگه همه چی به دوست داشتنه منم دوست ندارم تا وقتی تو خونه ی منی اینجوری رفتار کنی(واقعا ناراحت شدم . من اگه پولشو داشتم مطمئنا ی خونه میگرفتم از پیشتون میرفتم) مامانم گفت درس که نخوندی همشم که میخوابی تو میخوای چی بشی تو این مملکت هیچی نمیشی منم گفتم تو که درس خوندی چی شدی؟ خالم برگشت طرف مامانمو گرفت گفت خب تو که نخوندی دیگه هیچی نمیشی مامانت حداقل پول درمیاره
فقط مادربزرگم طرف منو گرفت گفت ناراحت میشه نگین دیگه از صبح هیچی نخورده حالش بده مامانم گفت اصلا حق نداری بخوری منم گفتم خونه نمیام مامانم گفت بهتر نیا رفت خونه خالمم گفت خجالت بکش یکم با مامانت اینجوری حرف میزنی و اونم رفت
منو مادربزرگم موندیم خیلی دوسش دارم واقعا بهترینه از بچگی تا الان ی بارم دعوام نکرد هیچوقت ناراحتم نکرد هیچوقت بهم نه نگفت واقعا عاشقتم مامان جون مرسی که هستی اگه نبودی واقعا نمیتونستم یکم خوشحال باشم😭❤️