2777
2789
عنوان

ثبت نام تو سازمان ملل کردیممم

1571 بازدید | 40 پست

بچها مامانم امروز صبح ساعت ۵ رفت سازمان ملل و سری کارامون اوکی شد و ثبت نام کردیم کسی تاحالا ثبت نام کرده؟میدونید چققد طول میکشه تا ی کشوری پناهنده بخواد ما بریم؟بعد به دلیل بیماری خالم میگن زودترر میفرستنمون

چی هست اصلا

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

اسی پناهندگی خیلی سخته ها

مطمئنی میخوای بری؟

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
اسی پناهندگی خیلی سخته هامطمئنی میخوای بری؟

نهه واقعا سخت نیست چون دولت تا وقتی زبان یاد بگیری پوول میدن تازه خونه هم میدن به دختر داییم ک خیلی خوش میگذره

نهه واقعا سخت نیست چون دولت تا وقتی زبان یاد بگیری پوول میدن تازه خونه هم میدن به دختر داییم ک خیلی ...

تا جایی که من میدونم اصلا اینجوری نیست

میبرنتون اردوگاه یه بخور نمیری میدن تازه اگه وسیله ای چیزی ازتون دزدیده شد یا خدای نکرده بلایی سرتون اومد هیچکس گردن نمیگیره

بلا منظورم ی بیماری ساده نیستا مثلا تجاوز و اینا

ممکنه تا حد مرگ گرسنگی بکشین (یکی میگفت گاهی مجبور میشدیم از هم دزدی کنیم)

 (تازه این در صورتیه که تو مسیر رفتنش اتفاقی براتون نیفته، یه بار یکی افقانی بود میگفت ما قاچاقی که میریم افقانستان چهارده نفر ادم توی ی ماشین جا میکنیم خودمونو. میگفت دو نفرمون توی صندوق عقب دراز میکش)

ما فامیل دورمون پناهنده شد خیلی سختی کشید

نمیخوام منصرفت کنم ولی بیشتر فکر کن

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
حاجی نترسون استرس گرفتم

نکن اینکارو اگه مهاجرت دوست داری فاند تحصیلی بگیر یا مهاجرت کاری کن هزارتا راه هست اخه پناهندگی💔

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
حاجی نترسون استرس گرفتم


ایرانی هستی یا دورگه یا کلا غیرایرانی 


اگر ایرانی نیستی ویزای بشردوستانه رو ببین کجاها میدن از اون طریق بری خیلی بهتره 

پناهنده ثبت نامی نیست والا ما که کسی رو ندیدیم ایرانی باشه و در ایران بتونه اقدام کنه برای پناهندگی 

اونا که میتونن افغانی هستن 



تا جایی که من میدونم اصلا اینجوری نیستمیبرنتون اردوگاه یه بخور نمیری میدن تازه اگه وسیله ای چیزی ازت ...

وای اینایی ک میگی برای قاچاقی رفتنه هاا سازمان ملل درصورتی ک کشوری مهاجر بخواد مارو میفرسته با هواپیما

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   bano_deli  |  10 ساعت پیش
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  21 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  21 ساعت پیش