بی چاکو دهنه و آبرو بردن براش عین آب خوردنه. همسایمونه
امروز سرموضوعی باهاش سرد برخورد کردم سریع هم یادم افتاد ک چه آبرو بریه اینجور اصلاحش کردم (یه همسایه داریم اسمش کبرا هست بیش از حد مومن و موجه هست یه همسایه هم داریم اسمش نیلوفر بیش از حد با سیاسته.) منم ب زن داییم این دروغو گفتم زن دایی دلیل سرد رفتار کردنم این بود ک وقتی مامور برق مارو جریمه کرد و برق مارو قطع کرد انتظار داشتم عین کبرا بهش بگی هانیه اینجا کسیو نداره بچش کوچیکه تا برقمو قطع نکنن .و اینکه تو که ازم دفاع نکردی کلی هم خوشحال شدی پس برا چی پیش نیلوفر امروز بهم فحش دادی و تحقیرم کردی؟
(تمام این حرفارو الکی گفتم و از خودم در آوردم) یهو زن داییم گفت دستم درد نکته امروز باهام سرد بودی منم ب نیلوفر گفتم این جند ه هرجایی بی خانواده با من سرد بود ، خواستم کونتو پاره کنم دیدم اصلا کو ن نداری ک پارش کنم کلی هم از بی خانوادگیت ب نیلوفر گفتم ولی فردا میرم دهن نیلوفرو کبرا رو گووووه میگیرم تا دیگه چغولی متو نکنن..الان عین سگ میترسم نیلوفر و کبرا بفهمن دروغ گذاشتم گردنشون شرفم میره😭