ده سال ازمن بزرگتره
ولی انگار خودش نمیتونه تشخیص بده چی واسشون خوبه چی نیس چی بهش میاد چی نمیاد
اولین بار که اومده بودن خونمون رفته بود سینک روشویی توالتمون دیده بود درجا رفته بود به شوهرش گفته بود باید روشوییمونو عوض کنیم مثل مال مامان سلین اینا بخریم بماند که شوهره گوش نکرد
اومددید من یه عالمه گل دارم درجا رفت گل گرفت واسه خونش
اومد دید من ابرومو فیبروز زدم ادرس گرفت رفت زد