بچه ها باهمن انگار ولی نه پیامی دیدم نه میتونم حرف بزنم چیکار کنم چطوری دستشونو رو کنم جاریم ب بهانه بچش همش دنبال شوهرمه شوهرمم روزی ده بار میره خونه داداشش ب بهونه بچش
اگ یه وقتم شوهرم جایی بخواد بره جاریم خودشو میندازه دنبالش ب بهونع های مختلف جاریمم جایی بره شوهرم دنبالشه منم این وسط نمیتونم چیزی بگم متهم میشم ب شکاکی خیلی تمیز نقششونو اجرا میکنن