امشب تولده نوه خواهر شوهرم بود همهرفتن همه فامیل ب من اجازه نداد برم...
مادرشوهرم ظهر خونم بود وقتی فهمید شوهرم اجازه نمیده برم خیلی تاکید کررد که حتما بزارش و اینا ساعت ۸ هم زنگ زد گفت ب شوهرم گفت خواهرت همه مراسماتون میاد زشته نرین بازم گفت نه...
چند ماه پیش مهمونی خواهر شوهر دیگمم همه بودن منو نزاشت برم
حالم بده گیر افتادم اعصابم خورده دوست ندارم اختیارک دست این احمق باشه